جوان ها می میرند . پیرها می میرند . جوان ها پیر نشده می میرند . مرگ دیگر اختصاصی نیست . سل و وبا اگرچه در قدیم کشنده بودند و کودک و بزرگ را تهدید می کرد امروز درمان می شوند . اصلا در آمار بیماری های ساده هم نیستند . بشر امروز افتخار می کند كه مرگ های جدید برای سنین جوانی یافته است .
تهمت - افترا - ترس - حسد - قدرت - ترقی های دمکراتیک - مسابقه پول یابی و مال اندوزی - نهضت پس انداز - همه و همه دست به دست هم جای سل و وبا را گرفته اند . سل و وبا امروز حتي به درمان با یک آنزیم ساده و پادزهرساده نيز نياز ندارند . لکن این بیماری نسل جدید که ناشی از مدرنیته دینی و اجتماعی است درمانی نخواهد داشت . به راستی کسانی که از رستاخیز تمدن دم می زنند چه قدر اهل تجارت و معامله هستند ؟و آیا کسانی را که زمین و ملک و شغل و حتی قلم و فرهنگ خود را در عرضه تجارت گذاشته اند کسی نقد می کند ؟ یا فقط دل خوش کرده اند به پیش گویی ها که شاید كسي براي نجات بشر بیاید ! برای چه بیاید ؟ بیاید ببیند تعقل ها سل گرفته اند و تفکرها وبا ! چه کار باید بکند ؟ اصلا او مرهم است یا دکتر ؟! یا واقعه ی عظمی است که بیاید و پست گرداننده و بلندگرداننده شود و کوه های تفکر را بریزد و ذره های مثبت اندیشی را بپراکند تا انسان ها بار دیگر مثل ابوذر و مقداد راستی و درستی پیشه کنند و با این راستی و درستی شان تفکر خود را طبابت کنند . چه قدر تجارت ما در اين آمدن سهيم است ؟ چه قدر ابوذر و مقداد هستيم ! هدايت تشريعي براي بلوغ كامل عقل بشر و زندگي اجتماعي و شخصي وي به تدريج مدارج خود را طي و به پايان رسيده است . پيامبران،اطباءِ تفكر،بدون اين كه ساليان پيش دانشگاه بروند و حق التدريس بگيرند ، با وحي الهي انسان را در شارع هدايت قرار داده اند . بدون اين كه هزينه اي بر انسان ها وارد شود . حتي اطبا خدا زجر زيادي براي فعال سازي ادراك انسان براي دانستن دردهايش كشيده اند تا نسخه اي كه از جانب خدا تعيين شده به وي بفهمانند . خدا سهم خود را در آموزش انسان رايگان داده است . پيامبران هم هيچ مطالبه اي از انسان براي خود نداشته اند .
بشر امروزبراي توسعه ي يك طرفه ي نظام مدارج و اقتصاد نوين از هر گونه سمينار و مقاله و حمايت نوع استفاده مي كند . غافل از اين كه ايجاد عارضه در مقابل نظام الهي افتخار بر بشر نيست بلكه نشانه ي ضعف اوست كه نمي تواند تفكري اصيل را كه از آن خهودش نيست بپذيرد . بشر دنبال راه هايي است كه غير مستقيم قدرت خود را ثابت كند و اين به قيمت تباهي و مرگ جوان ها و كودكان چه از راه جنگ ها و چه از راه نزاع هاي اخلاقي ، صنعتي و دارويي مي انجامد .
به راستی چه قدر در پرستاری تفکرات راستین - که ارزان به دست آمده است - همت کرده ایم ؟قناعت - مناعت طبع - گذشت از مال و قرض الحسنه مانده است ؟ آیا تفکر هایی که خداوند از طریق تشریع به دست ما سپرده است آن قدر بی ارزشند تا همه ی هم و غم مان را برای دفاع از مانیفست صنفي - لیبرالیته و دمکراسی اعصارجدید بگذاریم !؟
چقدر تفکر مفيد و آرام بخش شريعت پرستار دارد که محصولات مدرنیته این همه پاسدار دارد ؟!
مشروطه - مجلس
انشا شديم
دنبال موضوع خوب بگرديم
عصر امروز سوار تاکسی شدم . همان تاکسی که صندلی جلوی اون دو نفره است . یعنی در این شهر جاذبه ی گردشخری وجود دارد و آن هم این است که دو آدم در روی یک صندلی می نشینند .
راننده تاکسی پس از مدتی خندید .
گفت : در میدان عالی قاپو چند ژاپنی توریست داشتند برای رد شدن از خیابان دنبال خط عابر می گشتند .
و در همان لحظه زن شیک و خوش پوشی را دیدیم که ماشین خودش را در روی خط عابر میدان شریعتی نگه داشت که کمی هم با جوی فاصله داشتو مزاحم ممر می شد و فحش گویان به راننده ی پیکانی که به او اعتراض کرده بود رفت بازار مرکزی
در دلم گفتم : مردم به ویژه زنان از مدرنیته و مدنیت فقط دسترسی به امکانات و تجملات و شهوات را به درون دایره ی فرهنگ قدیمی شان راه می دهند و در این شهر من دختر های خوشگل و شیک زیادی را دیده ام که به راحتی از خط عابر در موقع قرمز بودن چراغ می گذرند . و تازه به ماشین ها و راننده هایشان می گویند : بی شرف مواظب باش و حتی به او اهانت هم می کنند که بی فرهنگ است .
به راستی کی کرامت انسانی در این شهر رعایت می شود ؟
سوالی هم دارم :
آیا سیاست خر است و باید آن را سوار شد و سیاستسوار شد یا دایره است و باید در مدار آن چرخید و سیاستمدار شد ؟
حتما یکی از اهل سوار می گوید نه تو خری . بله آدم ها اگر خر شوند می توان سیاست سوار شد چون سلول سیاست و اجتماع و فرهنگ مردم هستند . آن ها آدم را خر حساب می کنند . لعنت الله شاه هم خر حساب می کرد وسرش تا بناران در برف بود . دید اینان آدم شده اند و از پایش گرفته آویزان بیرون انداختند . پس فکر می کنم جوابتان این باشد که مردم سوار شدنی نیستند . اگر خر هم باشند حساب و کتابشان معلوم نیست - موقتا شاید آدم شدند .
سرپرست حوزه هنري استان اردبيل، گفت: حوزه هنر، فرهنگ، شعر و ادب از فاصله به وجود آمده ميان نسل جوان و نسل پيشكسوت لطمات فراوان ديده است. + یک کلام هم از برادر عروس
خوانش...
تامين اعتبار تله كابين اندبيل
خوانش...
مدیرعامل صندوق مهر امام رضا (ع) با اشاره به مصوبه شورای اداری نسبت به ادغام صندوق اشتغال روستایی و برخی صندوق ها : زمین طلاست .
خوانش...
به خصوص روز دو شنبه سرماي سختي بر اردبيلي مستولي شد .
خوانش...
البته من منظورم اين نيست . ممكن هست ماركي به نكات موجود در نوشتة زير چسبانده شود . ولي اين عين واقعيت است . شايد هم سياه باشد كه به من ربط ندارد . شايد هم اگر در كوچة ديگري زندگي مي كرديم سفيد بخت بوديم .
خوانش...
اين طراحي انگليسي- رضاخاني است كه استاد دانشگاه را به اين گونه ، نوحه خوان را اين گونه ، دارو و درمان را اين گونه و حتي واعظ و شاعر را اين گونه كرده است .
خوانش...
آقای احمدی نژاد به شهرش آمد و تصویب کرد آن چه ها را که در تهران نمی شد .
خوانش...
خوانش...
زندگي در اينـــــــــجا مرگ تدريجــــــي است آفتـــــاب اين شهر ماه تقريبـــــــي است
... شهر این شورستان ده و جنگل قاطی نقشه ی این اطراف شهر تقریبی است .
خوانش...
نمي توان اسمي گذاشت بر موسيقي كه سازش كوك نيست ، خواننده با ساز كوك نيست ، هدف اجرا كوك نيست و در كل اثري براي اجرا مشخص نيست ، يك چه چه پرانيِ در بعد از افطار پخش مي كنند كه چي ؟ اهل موسيقي زجر بكشند و اهل ريم دام دارام يا گوپ گوپ هم نيشخند كنند . بقيه در ادامه مطلب
خوانش...
مدتي است كه البته به تقليد از همان برنامه هاي قديمي هر چه در سينما و تلويزيون ايران ديده مي شود حلقة ثابتي دارد . حلقة عشقي كه امكان دارد به صورت بيضوي و با دو رأس و يا مخروطي و مثلثي ... ... قردادن ، فردادن ، كرشمه ، ناز ، ادا و غمزه در سينما و تلويزيون ايران حلال است ، فقط براي مردم است كه زشت است ...
خوانش...
سرعتگير خانواده به گفتة فارس سرعتگير هاي نسل جديد در بيلهسوار به سرعتگيرهاي خانواده شهرت يافتهاند . اين نام كه شايد به دليل طول، عرض و ارتفاع بسيار بالاي اين سرعت گيرها در ميان مردم رايج گشته است در پس ساخت تعدادي از آن در بيله سوار بوده است . اين سرعتگيرها به همت شهردار، شوراي شهر و نيز مسئولان راهنمايي و رانندگي نصب و رنگآميزي شده و به طرز عجيبي مردم را شگفت زده كرده و گاه نارضايتي آنها را سبب شده است. يكي از رانندگان شهر بيلهسوار به خبرنگار گفته است : نميدانم اين ابتكار را چه كسي به خرج داده كه سرعتگيرهايي با اين ارتفاع و پهنا درست كرده كه در هيچ جاي دنيا مرسوم نيست. وي با انتقاد از شهرداري در عدم آسفالت معابر و خيابانها افزود: شهرداري به جاي اينكه خيابان و معابر را آسفالت كند به رنگآميزي در و ديوار شهر و نيز احداث اين سرعتگيرها اقدام كرده كه حكم يك پل عابر پياده را دارد. يكي ديگر از رانندگان تاكسي نفس عمل را بسيار خوب توصيف كرد و گفت: گذاشتن سرعتگير در خيابانهاي شهر بسيار خوب است، اما نه اينكه با ارتفاع بلند و پهناي وسيع و به تعداد پنج ياشش مورد اين اتفاق بيفتد. وي با تقدير از نوسازي ناوگان حمل و نقل عمومي و تاكسيها در بيله سوار از مسئولان خواست جهت دوگانه سوز كردن اين خودروها اقدام كنند تا مشكلي براي رفت و آمد مردم به وجود نيايد. عدهاي از رانندگان در بيلهسوار به نحوه احداث سرعتگير در درون شهر، در جلوي شهرداري اعتراض كرده و خواستار اصلاح و حذف برخي از آنها شدهاند. اين قبيل سرعت گير ها در شهر اردبيل هم وجود دارد و اخيرا تنوع هايي در ساختار آن ها ديده مي شود
مديرعامل تاكسيراني اردبيل هم گفته است: از بيست و دوم شهريورماه يك هزار و 600 مسافربر شخصي در 37 مسير داخل و خارج شهري ساماندهي شدند.
خوانش...
خوانش...
۱- می خواهند روزی را به نام روز قلم نام نویسی کنند . ۲- «محمدرضا بايرامي» كانديداي دريافت جايزهي آستريد ليندگرن شد.
خوانش...
ماشين تا زمان مستي پست در پاركينگ خانه ( ي صاحبخانه ي عزيز من ) خواهد ماند .
خوانش...
