در جهان امروزي موسيقي به عنوان نياز تثبيت شده است. گوش دادن به موسيقي عادي شده است. امروزه موسيقي به زندگي مردم نفوذ كرده است. راه هاي نفوذ موسيقي، شبكه پخش خانگي، تبليغات، موبايل، خط انتظار تلفن،سالن هاي انتظار، جعبه هاي اسباب بازي،عروسك ها و ... هستند كه علي رغم اينكه برخي كاركرد موسيقائي ندارند، لكن از موسيقي به عنوان فضا پركن، تزئين، درونمايه و حتي رسانه اي-ترويجي استفاده مي كنند. در كنار اين كاركردها وجود برخي طيف هاي موسيقائي است كه از داخل كشور گرفته تا انواع موسيقي غربي كه البته برخي به اندازه هاي شگردهاي مدرن و يا جنجالي دارند كه شايد در اصلِ موسيقي بودن خود هم نيستند،لكن اين آهنگ ها در ميان بخي از ابزارها جا خوش كرده اند و مانند سربازان جلودار در عرصه ي شنيداري بر گوشهاي مردم مي تازند. عليزغم اين وسايل ارتباطي طرحي براي ساخت آهنگ ملي زندگ مبايل و يا سالن انتظار و تاكسي نيست و در تبليغات نيز از هر آهنگي كه صلاح مادي آن را تأمين كند استفاده مي شود. قانوني مانند كپي رايت در محدوديت ساخت و استفاده ي آهنگ در قالب و قواره هاي ملي ندارد. به جهت عدم تعهد به موسيقي سردمداران رسانه اي نيز هيچ عرفي براي آن ساختمند شده از موسيقي ملي وجود ندارد.با ا ين همه امكانات نشر فارغ البال موسيقي كه گاه آن قدر تأثير در موسيقي داشته است كه اكنون آهنگ هاي ملي و ايراني در مقابل مشابه غربي و ترانه هاي جديد قدرت عرض اندام ندارد و گاه در ميان جوانان دورترين روستاها هم حرمت فولكلور و موسيقي محلي را از ميان برداشته است و آنچه همه جا اعتبار گرفته، متاليكا، پاپ و جاز و ساير مكاتب، مظاهر موسيقايي یا خرده فرهنگ ها است.
از اينها گذشته موسيقي امروز به عنوان وسيله ي حال كردن و غناشده كه با اين اوصاف امروزه اين فرهنگ موسيقايي خودي است كه بايد جاي نفوذ به فضاي موسيقي كشور پيدا كند چنانچه فرهنگ بيگانه چونان لايه اي بر روي موسيقي ايراني و فرهنگ ايراني نشسته و در جاهاي سخت آن را در خود ادغام كرده است.
ساير كاركردهاي فرهنگي موسيقي مانند رقص هاي تصويري، اصوات جيغ آلود و تحريك آميز و شهواني و وحشتزا، تيپ هاي ظاهري مؤديان موسيقي و فرقه هاي مكتبي جنسي عرفاني و اجتماعي، مدلسازي و تبليغات ژورنال و غيره مي باشد كه نتيجه گيري در كاركرد آن طولاني و بيشتر نياز به پژوهش نيز دارد. لكن با بحث فوق اين كاركرد نيز در نهايت بحث چندان باعث خرسندي نخواهد بود.
در بالا سعي شد فضاي فعلي موسيقي و مسير آن به طور اجمال مطرح شود. امروز فعاليت هاي اجرائي موسيقي در چند زمينه ي اجرائي و اداري در كشور صورت مي گيرد.
وزارت ارشاد، حوزه هنري، موسسات فرهنگي و آموزشكده ها، كانون هاي فرهنگي، فرهنگسراها و مراكز فرهنگي و انمن هاي دانشگاهي، نهادهاي متمركز نيز براي برخي فعاليت هاي اجرائي مانند مجوز نشر و جشنواره ها مي باشند مانند انجمن موسيقي و خانه موسيقي كه خود معمولا دچار گرداب مديريتي نيز هستند( نه به تحقيق بلکه بسته به شناخت نگارنده) ساير نهاد ها نيز گاه به فراخور دستي در گرداب دارند.
لكن وجود يك ترسيم سطحي و سپس کامل براي اجراي موسيقي ضروري است كه مسلماً چنين برنامه هاي به صورت اجرائي تا حدي انجام مي گيرد.و از آنجمله اجراي كنسرت ها و انتشار آثار و آموزش هاي موسيقي مي باشند كه محور اصلي بحث در زمينه ي اجراي موسيقي مي باشد.
در حال حاضر در نمونه ي شهري كه اردبيل فرض مي شودموسيقي سالانه به صورت فرضي در حدود 10 كنسرت رسمي اجرا مي شود كه اين به گمانم بهترين حالت است.از اين 10 نمونه تقسيم بندي فارسي، آذري و تقسيم بندي پاپ و سنتي مي باشد. نتيجه اين است كه به صورت كامل يك برنامه موسيقي در سال به اندازه اي اجرا نمي شود كه روي آن برنامه ريزي نموده و به صورت برنامه هاي فرهنگي براي عرضه به خانواده هاو هنرآموزان تدوين نمود. قسمتي از مخاطبان كنسرت جوانان علاقمند به موسيقي مي باشندقسمتي ديگر افرادي هستند كه نياز به گوش دادن به موسيقي زنده دارند و قسمتي نيز چنانچه مدتي است باب شده است براي عرض اندام و لذت ومد به ديدن كنسرت مي روندوشايد تقسيم بندي هاي ديگري هم بتوان قائل شد. در كل همه ي اين افراد با يك برنامه ريزي به سوي موسيقي مي روند و حال مي توان برنامه اي براي مصاحبه ي اين افراد در بعد از شنيدن و ديدن موسيقي تصور نمود و آن تأثيري است كه از موسيقي بر جان و قلب و سبقه ي افراد مي توان ديد.
مدل لباس خواننده و نوازنده نحوه حركت ها و شيدائي هاي آن ها در اشعار و تاثرات قلبي و زبان ارتباطي گروه اجرائي بديهي است مخصوصا براي جوانان همه چيز تأثير دارد حتي دكور پشت صحنه و گل هايي كه فاميل و دوستان گروه اجرايي به عنوان ستارگان محبوب به آنان تقديممي كنند و حتي تيپ همسر و دوستان نوازنده ها و خوانندگانبر قلب و جان مخاطبان تأثير مي گذارد. اندازه ي اين تاثيرها هم حتي يك و يا دو درصد نيز مورد بحث نيست اين قبيل تاثير ها با هنرپيشگان داخلي، خاجي و جهانگردهاي خارجي پيوندايجاد مي كند و آنگاه آن تاثير چند درهزارم تقويت مي شود. زمان تاثير حاشيه هاي موسيقي زماني است كه روح مخاطب انعطاف لازم را پيدا كرده است و در لحظه ي اوج عرفان اوج هيجان و شهوت و حتي اوج معصوميت آماده ي ديدن صحنه و فعاليت خارجي است و آن تاثير كم حتما در وي خواهند ماند و منتظر تاثرات ديگر خواهد بود تا شنونده را به سوي خود ببرد. يكي از خواص پست مدرن انتزاع حاشيه ها و اثربخش تر از متن آن ها است چرا كه گسترش نشانه هاي يك متن مي تواند گسترش مدلولهاي ذهني را در پي داشته باشد. لكن اكتفا به سالن موسيقي نيست. مخاطب عام موسيقي از صبح تا شام انواع تاثرات را از موسيقي و نماهنگ ها در خود مي كشد و اين گاه است كه مي توان گفت موسيقي اثردارد و اثرآن مي تواندموجب تغيير روحيه ،سليقه و حتي عقايد افراد شود و چه بسا عقايدي كه وي حتي آن را ابراز هم نمي كند لكن در درون خود آهي بر انجام و يا اغفال آن مي كشد.
مسيرهاي اجراي موسيقي كه ذكر شد مي توانند با تعريف شاخص هاي اجراي موسيقي و ايجاد برنامه هايي هم به عنوان كار فرهنگي از موسيقي به عنوان يك رسانه و يك مسير فرهنگي استفاده كنند و هم باعث ايجاد روحيه ي تفنن در ميان مردم شوند و جاي نماهنگ هاي خارجي را با كنسرت و جنگ هاي مويقي پر كنند. مسلماً كمرنگ شدن سينما در تقابل با پخش خانگي فيلم ها قابل قياس با رابطه ي تئاتر و كنسرت با آهنگ نيست و هيچ گاه كنسرت و اجراي زنده ي موسيقي جايگاه خود را از دست نخواهد داد.
با توجه به مورد مطرح شده اميد است نهادهايي كه قدرت اجرايي دارند بهصورت يگانه در اجراي موسيقي بشتابند و جايگاه كانون هاي فرهنگي در متن وزارت ارشادو حوزه ي هنري و فرهنگسراها مشخص شود و آن چه جوان دانشجو نياز دارد و طبعاً جوينده ي آن است در داخل دانشگاه و يا داخل شهرقابل استفاده باشد. مسلماً ديدن كنسرت موسيقي مانند ديدن فيلم و رفتن به استخر و اردو براي يك جوان جذاب و اثر گذار تر است. لكن با توجه به موارد اشاره شده بايد در نظر گرفت
1- وي چه استفاده و القائي از آن موسيقي خواهد داشت
2- چقدر هزينه خواهد نمود
3- كجا خواهد رفت
4- ميزان اين برنامه
5- و زمان اين برنامه
6- و ...
به چه صورت خواهد بود؟
از آن چه گفته شد نتيجه مي شود اجراهاي موسيقي نياز به محدوديت در نقطه اي از دانشگاه ندارند با اين كه مي توان در قلب هر دانشگاه يك فرهنگسرا و كانون كه مستقيماً از طريق مؤدي اجرائي مربوط به آن اداره مي شود و نظارت بر اجرا از طريق كارشناس آن انجام گيرد. مسلماً وزارت ارشادمي تواند چند نفر كارشناس موسيقي داشته باشد و اجراهاي دانشگاه را كنترل نمايد ولي هر دانشگاه شايد به اين زودي نتواند چندين كارشناس هنري را گرد هم آورد مگر اين كه خود مجري آموزش برخي از آن ها باشد. لذا پيشنهاد مي شود به جاي اين كه دانشگاه ها را درگير اجراي موسيقي نمود مجريان مويسقي را در دانشگاه موظف به طراحي و برنامه ريزي داشت تا از اين طريق با سنجش موسيقي و ابعاد تأثير گذار آن در كل كشور بتوان به عنوان ابزاري در مقابل ابزار فرهنگي غرب به ستيز ايستاد.

