امروز با توجه به رهنمود مقام معظم رهبري دامه افاضاته در پیام تحویل سال همه ما به نوآوري و شكوفائي مي انديشيم . نوآوري لازمة شكوفائي است . بايد بدانيم از كي نياز به نوآوري احساس شد . موفقيت هايي كه در علوم فيزيك ، زيست شناسي ، پزشكي ، مكانيك ، كشاورزي و ... بوده حاصلِ به دست گرفتن...
علم و عالمانه زندگي كردن و تدبير عالمانه در امور يكي از آموزه هاي اصلي دين مبين اسلام است . عالم و عالمانه بودن هم در همين قاموس تعاريفي دارد و محدود به دانستن يك يا چند سبقه علمي نيست . شيعه ...
خوانش...
مطلب زیر را به عنوان طنز یا کلمه پرانی در نظر نگیرید . متعاقب تشکیل ارتش ، می تواند تشکیل بسیج به عنوان نهادی مردم نهاد در اول انقلاب و بر اساس ارزش ها موضوعی برای بررسی باشد . البته مطلب زیر توسط برخی از دوستان علما مورد ارزیابی قرار گرفته و به عنوان یکی از موارد دست به سینگی دموکراتیک مورد تلقی قرار گرفته که امید است بنده بتوانم با این وقت کمم این مقاله را با بررسی نوشته های دیگران به صورت کامل ارائه دهم .
البته اگر کسی پیشقدم شود این مطلب را می تواند استفاده کند . السابقون السابقون ...
القصه :
«خر بیا آدم برو !» : جمله ي معروفي است كه مي گفتند بر در يا ديوار سربازخانه عجب شير نوشته بودند براي سربازان آموزشي كه مي رفتند به كارخانه آدم سازي . اين مواد اوليه جامعه انساني كه از لاي سنگلاخ ها و ديوارهاي آجري و خشتي پيدا مي شدند ، با متدهاي خاص به توليدي اجباري تن در مي دادند تا پس از باز توليد در كارخانه ي ساخت مثلا دست - جناب سردار سپه - رضاخان تبديل به آدم هاي خوب و با منش اجتماعي بشوند . به راستي تكنيك هايي در جامعه داري ساخته و تدبير شده بودند و اين تكنيك ها بيش از حالت سازماني و مديريتي حالت فرهنگي آن را نيز در نظر مي گرفتند . پيش از اين گفته ام بحث علم بهتر است يا ثروت ناشي توسط مهندسي فرهنگي زمان به زايش اين موضوع انشا منجر بوده كه براي تشويق و تبليغ نظام آموزشي جديد بپردازد نظام آموزشي كه در مقابل نظام آموزشي رايج چندين ساله در ايران بتواند قد علم كند . پس بهتر بود بچه هاي مدرسه اي با زبان سيال خود براي اين نظام تبليغ كنند تا كم كم مادران و پدران راضي شوند حتي دخترانشان به اين مدارس هم بروند . و اين كمي هم از راضي شدن بليغ تر بود .
اما موضوعي كه آدم را براي جامعه چنان رام كند كه همه ي قوانين اجتماعي را بپذيرد آن را چنان تصور مي كند كه گويي ابتدا خري است و بايد آدم شود . يعني آدمي كه نظام استبدادي يا بهتر بگويم نظام ارشديتي مي خواهد ، آدمي است رام ، مطيع ، سربزير و بله قربان گو . اين آدم آدمي است كه راحت به هر فرمان ارشدي داده شود با رضايت عقلي بله مي گويد . براي اين كه بزرگتر هر چه گفت بايد راضي شود و بله بگويد . بزرگتر هم كسي است كه درجه اي بالاتر داشته باشد . دقيقا مي رسيم به تسلط فرعوني كه خود را براي مردم خدا ساخته بود . نظام ارشديتي كه به دست انقلاب برچيده شد نوسازي ديگر از نظام فرعوني خداي گري بود . هر كس با درجات و شايد هم مدارج بيششتر ، خداي تر . بنا بر اين نظام هر كسي را كه در ابتدا و بالغ در جامعه مي زيد مانند خري تصور مي كند كه هنوز در چنگ دولت گير نيفتاده است و هيچ چيز نمي فهمد . انسان هاي آزاد انديش و تابع انديشه هاي اسلامي براي اين گونه دولت ها حكم يك حيوان چموش را داشتند و به هيچ روي تابع فرمانشان نمي شدند . انسان هاي تابع خدا به سختي تابع قوانين مستبدانه بشري مي شوند . اين مفاهيم نظام ارشديتي را بر آن وادار كرد تا سيستم اجباري سربازي را براي مردم طراحي كند . پيش از اين شايد سيستم قشون داري سيستم مزدوري بود و جيره اي به هر كس مي دادند تا نيروي نظامي كسي باشد ولي در اين موضوع با استفاده از سيستم ارشديتي نظامي راه اندازي شد كه كوچكترين اعضاي آن اعضاي جوان اجتماع باشند . اعضاي جوان اجتماع كه در آن متولد شده اند بايد و به هر نحوي شده اين كلاس درس يا كلاس فرهنگ را بگذرانند . كارخانه اي ساخته شد كه مردم جامعه را بازتوليد كند . چون مردمي كه نظام ارشديتي مي خواهد مردمي هستند كه تابع و مطيع آن باشند . براي مردمي كه در نظام ارشديتي مي زيند و در كارخانه هاي سربازي آن درس زندگي كردن و يا درس حقارت و گوش بفرماني فرامي گيرند ديگر آن تفكرات چموش آزاد انديشي و يا حتي قبيله اي مطرح نيست و كساني كه برخي از تفكرهاي ديگر را اشاعه مي دهند و با نظام ارشديتي مبارزه مي كنند چاره اي ديگر جز مرگ نداشتند . انگار اين مردم چند سال پيش نبودند كه به راحتي مي فتند زير لواي سردار جنگل ، علف مي خوردند ولي مشروطه مي خواستند ، تنباكوهايشان را به حكم آزادانديشي بيرون مي ريختند . مردم بازتوليد به جامعه اي مي شوند با تفكر ساكن . زيرا نظام آموزشي كه در دوسال سربازي به كار گرفته مي شود براي مردم مشخص مي كند كساني برتر و سرورتر از تو هستند كه داراي مقامي بالاتر باشند و توسط نظام ارشديتي - يا چيزي كه در آن زمان مشهور به دولت يا شاهنشاه بود – منصوب يا القاء شده باشند . هيچ ارزش ديگري هم جز ارزش اطاعت و نظم ندارد . اطاعت از دولت يا حكومت اطاعت نهادينه اي شده كه شكل بندي جامعه را به وجود مي آورد . پس در مي يابيم خدمت اجباري نقشي علاوه بر بحث خدمتي داشته است و نوآوري بوده در مقابل خدمت مزدورانه اي كه در پيش از آن بود . خدمت اجباري فرصتي را به دولت و يا نظام ارشديتي مي داد تا مردم حرف گوش نكن بروند و در آن جا به مردمي حرف گوش كن بديل شوند . البته اين خاصيت آدمي هست كه تفكر كند و انديشه كند و اين انديشه و تفكر است كه عبادت است . بنا بر اين نظام ارشديتي بيشتر اين را مي خواست كه مردم تبديل به مردمي شوند كه در مورد برخي چيزها تفكر هم نكنند و اجازه بدهند ديگران به هر نحو تفكر كنند و فقط به او امر كنند و اجرا كند . البته اين ديگران هم خود تابع بودند و به اين ترتيب مي رفت تا ارشد ترين فرد مملكت . يعني تبديل شود به موجود حرف گوش كن و رام و كسي كه هر كاري را به او دادند انجام دهد و هر باري را دادند ببرد . يعني آدم پرخاشگر و پر از انديشه هاي غلط و درست در اين كارخانه برود و تبديل به آدم رام و فرمانبردار شود . يعني آدم بيا و خر برو !
جوان ها می میرند . پیرها می میرند . جوان ها پیر نشده می میرند . مرگ دیگر اختصاصی نیست . سل و وبا اگرچه در قدیم کشنده بودند و کودک و بزرگ را تهدید می کرد امروز درمان می شوند . اصلا در آمار بیماری های ساده هم نیستند . بشر امروز افتخار می کند كه مرگ های جدید برای سنین جوانی یافته است .
تهمت - افترا - ترس - حسد - قدرت - ترقی های دمکراتیک - مسابقه پول یابی و مال اندوزی - نهضت پس انداز - همه و همه دست به دست هم جای سل و وبا را گرفته اند . سل و وبا امروز حتي به درمان با یک آنزیم ساده و پادزهرساده نيز نياز ندارند . لکن این بیماری نسل جدید که ناشی از مدرنیته دینی و اجتماعی است درمانی نخواهد داشت . به راستی کسانی که از رستاخیز تمدن دم می زنند چه قدر اهل تجارت و معامله هستند ؟و آیا کسانی را که زمین و ملک و شغل و حتی قلم و فرهنگ خود را در عرضه تجارت گذاشته اند کسی نقد می کند ؟ یا فقط دل خوش کرده اند به پیش گویی ها که شاید كسي براي نجات بشر بیاید ! برای چه بیاید ؟ بیاید ببیند تعقل ها سل گرفته اند و تفکرها وبا ! چه کار باید بکند ؟ اصلا او مرهم است یا دکتر ؟! یا واقعه ی عظمی است که بیاید و پست گرداننده و بلندگرداننده شود و کوه های تفکر را بریزد و ذره های مثبت اندیشی را بپراکند تا انسان ها بار دیگر مثل ابوذر و مقداد راستی و درستی پیشه کنند و با این راستی و درستی شان تفکر خود را طبابت کنند . چه قدر تجارت ما در اين آمدن سهيم است ؟ چه قدر ابوذر و مقداد هستيم ! هدايت تشريعي براي بلوغ كامل عقل بشر و زندگي اجتماعي و شخصي وي به تدريج مدارج خود را طي و به پايان رسيده است . پيامبران،اطباءِ تفكر،بدون اين كه ساليان پيش دانشگاه بروند و حق التدريس بگيرند ، با وحي الهي انسان را در شارع هدايت قرار داده اند . بدون اين كه هزينه اي بر انسان ها وارد شود . حتي اطبا خدا زجر زيادي براي فعال سازي ادراك انسان براي دانستن دردهايش كشيده اند تا نسخه اي كه از جانب خدا تعيين شده به وي بفهمانند . خدا سهم خود را در آموزش انسان رايگان داده است . پيامبران هم هيچ مطالبه اي از انسان براي خود نداشته اند .
بشر امروزبراي توسعه ي يك طرفه ي نظام مدارج و اقتصاد نوين از هر گونه سمينار و مقاله و حمايت نوع استفاده مي كند . غافل از اين كه ايجاد عارضه در مقابل نظام الهي افتخار بر بشر نيست بلكه نشانه ي ضعف اوست كه نمي تواند تفكري اصيل را كه از آن خهودش نيست بپذيرد . بشر دنبال راه هايي است كه غير مستقيم قدرت خود را ثابت كند و اين به قيمت تباهي و مرگ جوان ها و كودكان چه از راه جنگ ها و چه از راه نزاع هاي اخلاقي ، صنعتي و دارويي مي انجامد .
به راستی چه قدر در پرستاری تفکرات راستین - که ارزان به دست آمده است - همت کرده ایم ؟قناعت - مناعت طبع - گذشت از مال و قرض الحسنه مانده است ؟ آیا تفکر هایی که خداوند از طریق تشریع به دست ما سپرده است آن قدر بی ارزشند تا همه ی هم و غم مان را برای دفاع از مانیفست صنفي - لیبرالیته و دمکراسی اعصارجدید بگذاریم !؟
چقدر تفکر مفيد و آرام بخش شريعت پرستار دارد که محصولات مدرنیته این همه پاسدار دارد ؟!
مشروطه - مجلس
انشا شديم
دنبال موضوع خوب بگرديم
عصر امروز سوار تاکسی شدم . همان تاکسی که صندلی جلوی اون دو نفره است . یعنی در این شهر جاذبه ی گردشخری وجود دارد و آن هم این است که دو آدم در روی یک صندلی می نشینند .
راننده تاکسی پس از مدتی خندید .
گفت : در میدان عالی قاپو چند ژاپنی توریست داشتند برای رد شدن از خیابان دنبال خط عابر می گشتند .
و در همان لحظه زن شیک و خوش پوشی را دیدیم که ماشین خودش را در روی خط عابر میدان شریعتی نگه داشت که کمی هم با جوی فاصله داشتو مزاحم ممر می شد و فحش گویان به راننده ی پیکانی که به او اعتراض کرده بود رفت بازار مرکزی
در دلم گفتم : مردم به ویژه زنان از مدرنیته و مدنیت فقط دسترسی به امکانات و تجملات و شهوات را به درون دایره ی فرهنگ قدیمی شان راه می دهند و در این شهر من دختر های خوشگل و شیک زیادی را دیده ام که به راحتی از خط عابر در موقع قرمز بودن چراغ می گذرند . و تازه به ماشین ها و راننده هایشان می گویند : بی شرف مواظب باش و حتی به او اهانت هم می کنند که بی فرهنگ است .
به راستی کی کرامت انسانی در این شهر رعایت می شود ؟
سوالی هم دارم :
آیا سیاست خر است و باید آن را سوار شد و سیاستسوار شد یا دایره است و باید در مدار آن چرخید و سیاستمدار شد ؟
حتما یکی از اهل سوار می گوید نه تو خری . بله آدم ها اگر خر شوند می توان سیاست سوار شد چون سلول سیاست و اجتماع و فرهنگ مردم هستند . آن ها آدم را خر حساب می کنند . لعنت الله شاه هم خر حساب می کرد وسرش تا بناران در برف بود . دید اینان آدم شده اند و از پایش گرفته آویزان بیرون انداختند . پس فکر می کنم جوابتان این باشد که مردم سوار شدنی نیستند . اگر خر هم باشند حساب و کتابشان معلوم نیست - موقتا شاید آدم شدند .
سرپرست حوزه هنري استان اردبيل، گفت: حوزه هنر، فرهنگ، شعر و ادب از فاصله به وجود آمده ميان نسل جوان و نسل پيشكسوت لطمات فراوان ديده است. + یک کلام هم از برادر عروس
خوانش...
تامين اعتبار تله كابين اندبيل
خوانش...
مدیرعامل صندوق مهر امام رضا (ع) با اشاره به مصوبه شورای اداری نسبت به ادغام صندوق اشتغال روستایی و برخی صندوق ها : زمین طلاست .
خوانش...
به خصوص روز دو شنبه سرماي سختي بر اردبيلي مستولي شد .
خوانش...
البته من منظورم اين نيست . ممكن هست ماركي به نكات موجود در نوشتة زير چسبانده شود . ولي اين عين واقعيت است . شايد هم سياه باشد كه به من ربط ندارد . شايد هم اگر در كوچة ديگري زندگي مي كرديم سفيد بخت بوديم .
خوانش...
اين طراحي انگليسي- رضاخاني است كه استاد دانشگاه را به اين گونه ، نوحه خوان را اين گونه ، دارو و درمان را اين گونه و حتي واعظ و شاعر را اين گونه كرده است .
خوانش...
آقای احمدی نژاد به شهرش آمد و تصویب کرد آن چه ها را که در تهران نمی شد .
خوانش...
خوانش...
زندگي در اينـــــــــجا مرگ تدريجــــــي است آفتـــــاب اين شهر ماه تقريبـــــــي است
... شهر این شورستان ده و جنگل قاطی نقشه ی این اطراف شهر تقریبی است .
خوانش...
نمي توان اسمي گذاشت بر موسيقي كه سازش كوك نيست ، خواننده با ساز كوك نيست ، هدف اجرا كوك نيست و در كل اثري براي اجرا مشخص نيست ، يك چه چه پرانيِ در بعد از افطار پخش مي كنند كه چي ؟ اهل موسيقي زجر بكشند و اهل ريم دام دارام يا گوپ گوپ هم نيشخند كنند . بقيه در ادامه مطلب
خوانش...
مدتي است كه البته به تقليد از همان برنامه هاي قديمي هر چه در سينما و تلويزيون ايران ديده مي شود حلقة ثابتي دارد . حلقة عشقي كه امكان دارد به صورت بيضوي و با دو رأس و يا مخروطي و مثلثي ... ... قردادن ، فردادن ، كرشمه ، ناز ، ادا و غمزه در سينما و تلويزيون ايران حلال است ، فقط براي مردم است كه زشت است ...
خوانش...
سرعتگير خانواده به گفتة فارس سرعتگير هاي نسل جديد در بيلهسوار به سرعتگيرهاي خانواده شهرت يافتهاند . اين نام كه شايد به دليل طول، عرض و ارتفاع بسيار بالاي اين سرعت گيرها در ميان مردم رايج گشته است در پس ساخت تعدادي از آن در بيله سوار بوده است . اين سرعتگيرها به همت شهردار، شوراي شهر و نيز مسئولان راهنمايي و رانندگي نصب و رنگآميزي شده و به طرز عجيبي مردم را شگفت زده كرده و گاه نارضايتي آنها را سبب شده است. يكي از رانندگان شهر بيلهسوار به خبرنگار گفته است : نميدانم اين ابتكار را چه كسي به خرج داده كه سرعتگيرهايي با اين ارتفاع و پهنا درست كرده كه در هيچ جاي دنيا مرسوم نيست. وي با انتقاد از شهرداري در عدم آسفالت معابر و خيابانها افزود: شهرداري به جاي اينكه خيابان و معابر را آسفالت كند به رنگآميزي در و ديوار شهر و نيز احداث اين سرعتگيرها اقدام كرده كه حكم يك پل عابر پياده را دارد. يكي ديگر از رانندگان تاكسي نفس عمل را بسيار خوب توصيف كرد و گفت: گذاشتن سرعتگير در خيابانهاي شهر بسيار خوب است، اما نه اينكه با ارتفاع بلند و پهناي وسيع و به تعداد پنج ياشش مورد اين اتفاق بيفتد. وي با تقدير از نوسازي ناوگان حمل و نقل عمومي و تاكسيها در بيله سوار از مسئولان خواست جهت دوگانه سوز كردن اين خودروها اقدام كنند تا مشكلي براي رفت و آمد مردم به وجود نيايد. عدهاي از رانندگان در بيلهسوار به نحوه احداث سرعتگير در درون شهر، در جلوي شهرداري اعتراض كرده و خواستار اصلاح و حذف برخي از آنها شدهاند. اين قبيل سرعت گير ها در شهر اردبيل هم وجود دارد و اخيرا تنوع هايي در ساختار آن ها ديده مي شود
مديرعامل تاكسيراني اردبيل هم گفته است: از بيست و دوم شهريورماه يك هزار و 600 مسافربر شخصي در 37 مسير داخل و خارج شهري ساماندهي شدند.
خوانش...
خوانش...
۱- می خواهند روزی را به نام روز قلم نام نویسی کنند . ۲- «محمدرضا بايرامي» كانديداي دريافت جايزهي آستريد ليندگرن شد.
خوانش...
ماشين تا زمان مستي پست در پاركينگ خانه ( ي صاحبخانه ي عزيز من ) خواهد ماند .
خوانش...
خوانش...
خوانش...
در
روستاي سوها که از توابع شهر آبي بيگلو می باشد 22 نفر حافظ كل قرآن كريم دارد ...
خوانش...
خوانش...
خوانش...
مجتمع الهي اردبيلي در سال جاري به كدام مرحله خواهد رسيد ؟ ... ( عطف به شكل دعوتنامة بالا )
خوانش...
خوانش...
خوانش...
خوانش...
به هر حال امیدوارم موفق باشید .
خوانش...
چه کسی به نگهبانان سد غذاي خواب آور داد ...
خوانش...
خوانش...
خوانش...
خوانش...
خوانش...
خوانش...
خوانش...
خوانش...
خوانش...
خوانش...
خوانش...

