عصر امروز سوار تاکسی شدم . همان تاکسی که صندلی جلوی اون دو نفره است . یعنی در این شهر جاذبه ی گردشخری وجود دارد و آن هم این است که دو آدم در روی یک صندلی می نشینند .
راننده تاکسی پس از مدتی خندید .
گفت : در میدان عالی قاپو چند ژاپنی توریست داشتند برای رد شدن از خیابان دنبال خط عابر می گشتند .
و در همان لحظه زن شیک و خوش پوشی را دیدیم که ماشین خودش را در روی خط عابر میدان شریعتی نگه داشت که کمی هم با جوی فاصله داشتو مزاحم ممر می شد و فحش گویان به راننده ی پیکانی که به او اعتراض کرده بود رفت بازار مرکزی
در دلم گفتم : مردم به ویژه زنان از مدرنیته و مدنیت فقط دسترسی به امکانات و تجملات و شهوات را به درون دایره ی فرهنگ قدیمی شان راه می دهند و در این شهر من دختر های خوشگل و شیک زیادی را دیده ام که به راحتی از خط عابر در موقع قرمز بودن چراغ می گذرند . و تازه به ماشین ها و راننده هایشان می گویند : بی شرف مواظب باش و حتی به او اهانت هم می کنند که بی فرهنگ است .
به راستی کی کرامت انسانی در این شهر رعایت می شود ؟
سوالی هم دارم :
آیا سیاست خر است و باید آن را سوار شد و سیاستسوار شد یا دایره است و باید در مدار آن چرخید و سیاستمدار شد ؟
حتما یکی از اهل سوار می گوید نه تو خری . بله آدم ها اگر خر شوند می توان سیاست سوار شد چون سلول سیاست و اجتماع و فرهنگ مردم هستند . آن ها آدم را خر حساب می کنند . لعنت الله شاه هم خر حساب می کرد وسرش تا بناران در برف بود . دید اینان آدم شده اند و از پایش گرفته آویزان بیرون انداختند . پس فکر می کنم جوابتان این باشد که مردم سوار شدنی نیستند . اگر خر هم باشند حساب و کتابشان معلوم نیست - موقتا شاید آدم شدند .
به خصوص روز دو شنبه سرماي سختي بر اردبيلي مستولي شد .
خوانش...
آقای احمدی نژاد به شهرش آمد و تصویب کرد آن چه ها را که در تهران نمی شد .
خوانش...
ماشين تا زمان مستي پست در پاركينگ خانه ( ي صاحبخانه ي عزيز من ) خواهد ماند .
خوانش...
مجتمع الهي اردبيلي در سال جاري به كدام مرحله خواهد رسيد ؟ ... ( عطف به شكل دعوتنامة بالا )
خوانش...
دوستی به نام علی كتابي به نام عاشقانه برای خدا نوشته بود ( که هنوز چاپش را ندیده ام .)
"… در نبود باران اطلسی های حیاط هم بهانه می گیرند
… سیمان هم بوی خاطره می دهد؛
… پاشویه حوض بوی دمپایی ابری می دهد
وقتی تو نیستی من نمام شهر را نفرین می کنم
ای مهربان آتش زیر خاکستر است سکوت من …
من پنهان کوه ها ، دره ها … پسرک پیرهن آبی کنجکتاو قصه خواهم شد …"
ای گم شده فال
با تو
ای خوشبخت ترین گم شده حال
عاشق ِپیوستــه در ادراک ملال
با تو
که از سیب و صنوبر هست سراغی
به در میکده راهـــی
به خرابـات پناهـــی
با تو ام
با تو
که از زهرترین مزمزه ها
فتنه تـرین زمزمـــــــه ها
حرف زدی
از مرگ ، از آزار
حرف زدی
باز می گویم
که سرم بالشی از زندان هاست
ناگفته
و
دیباچه اشعارم
شعار غم ها
ناخوانده
و درد سخنان
خیره ناصافی سلول هاست
محو تماشای جلادی زیبایی ها
که به اقبال مسیحای صلیب آویخته
یا غیــب
به اخبار دروغین ؛
فرهاد کشان
به نکورویی دختر آب
انداخته خود
و به غربتکده علم و عمل
تزیینی است
...
پشت در نیست کسی ...
خوانش...
خوانش...
خوانش...
در جایی که گندم مشخص جو مشخص و چوپان مشخص باشد به کارگر می گویند برو کارآفرینی کن !
خوانش...
در جایی بودم . یکی از در وارد شد . صاحب آن جا به تازه وارد گفت " سلام خــــــــان " و او جواب سلام را به جای آورد ...
خوانش...
من می گویم شایعه بهتر از ثروت و یا چیزی مثل حقیقت نیست . تا جایی که من فهمیده ام شایعه توانسته است همه رذالت های تاریخی را برای مدت نامعینی رنگ حقیقت دهد .
خوانش...
راننده تاکسی چرا به مردم فحـــش می دهد به اسکناس پاره بدهد ...
خوانش...
اینجا محبوب اونجا محبوب ، من محبوب تو محبوب او ...
خوانش...
هی بکنید ... هی بکنید
خدا اجرتان بدهد
آسفالت های یاماق یاماق هم هر روز نشست می کند و کمک فنر ماشین ها را خراب می نماید .
این روز ها هرکس از میدان بعثت همان علی آباد قبلی بگذرد یا از خیابان دانش باید در ترافیک کنده کاری درگیر بماند . همچنین یک طرفه کردن خیابان امام خمینی خط شریغتی ــ ایستگاه سرعین را مصیبت کرده بعلاوه سعدی و عالی قاپوی قدیم مثل کشتارگاه ( مال میدانی سابق ) گشته است .
شهر من در ترافیک گم شده است
شهر من شهریست که در آن آدمک ها لولواند
و عینک ها کم سو
اصلا چشمی نیست
رقت یتیم های تاریخ را در قیافه ی کوچه ها بنگرد .
شهر من
می میرد ...
می بینید چراغ چشمک زن آنجا را مال میدانی کرده ؟؟؟
مال میدانی !!!
سلام به همه ی عزیزان که میدان عالی قاپو را 10 سال است خراب می بیننــــــد و دم نمی زنند .
من هم مثل شماها لال هستم . آع .. آع
...!!!
به نام خدا
هنوز در اردبیل باران نمی بارد
هوا گرم نیست
سرد هم نیست
بازار کساد است
علت آن هم معلوم نیست
و هیج کس به فکر چاله های شهر نیست
...........
در آستانه ي آغاز فصل ويژه ي گردشگري ( گردشگر پارسال كه وبا بود ) اسپانسر هاي گدايان قابل توجهي به استان صادر نمودده اند البته مناطق اطراف كه هميشه هم اردبيل را مورد عنايت قرار داده اند و از صدور نيروهاي ماهر پرهيز نمي كنند .
شايد هم مردم منطقه در پپرورش گدا رتبه ي خوبي آورده اند .
آيا واقعا به فقرزدایی و فرهنگ كسب و در آمد آنقدر كمك مي كنيم تا در برنامه هاي ويژه و به زندانيان چك هم صادقانه كمك كنيم .؟؟
تعداد كارگران شركتي كه براي كار كردن پورسانت مي دهند كم نيست در قبل فقط نيروي خدماتي را شامل مي شد . اما حالا ديگر ليسانس و ... را هم شامل مي شود .
من كار كنم تو بخور ! به بهانه ي چند نامه و چند واريز بانكي . اسلام با برده داري مخالف است يعني چه ؟
من به جوان در حال رشد فكري چه طور حالي كنم برده داري چيست و اسلام چيست ؟ بايد مظاهر جامعه ي جاهليت از اكنون ما زدوده شود . والا در مقابل تهاجم فكري ــ فرهنگي غرب و معاندان كم خواهيم آورد .
اسلام و انقلاب در خطر است . هدف امام و شهيدان زير سوال نخواهد رفت ؟؟؟
ببينم جربزه تان را ...

