تبليغاتX

                                                                                             يك دشت سادگي  :| آوازانارستانها | اخبار اردبيل  | نامه به من

: اردبیل
آفتابت ماه کردند ای بسا



توریسم بی حیا

عصر امروز سوار تاکسی شدم . همان تاکسی که صندلی جلوی اون دو نفره است . یعنی در این شهر جاذبه ی گردشخری وجود دارد و آن هم این است که دو آدم در روی یک صندلی می نشینند .

راننده تاکسی پس از مدتی خندید .

گفت : در میدان عالی قاپو چند ژاپنی توریست داشتند برای رد شدن از خیابان دنبال خط عابر می گشتند .

و در همان لحظه زن شیک و خوش پوشی را دیدیم که ماشین خودش را در  روی خط عابر میدان شریعتی نگه داشت که کمی هم با جوی فاصله داشتو مزاحم ممر می شد  و فحش گویان به راننده ی پیکانی که به او اعتراض کرده بود رفت بازار مرکزی

در دلم گفتم : مردم به ویژه زنان از مدرنیته و مدنیت فقط دسترسی به امکانات و  تجملات و شهوات را به درون دایره ی فرهنگ قدیمی شان راه می دهند و در این شهر من دختر های خوشگل و شیک زیادی را دیده ام که به راحتی از خط عابر در موقع قرمز بودن چراغ می گذرند . و تازه به ماشین ها و راننده هایشان می گویند : بی شرف مواظب باش و حتی به او اهانت هم می کنند که بی فرهنگ است .

به راستی کی کرامت انسانی در این شهر رعایت می شود ؟

سوالی هم دارم :

آیا سیاست خر است و باید آن را سوار شد و سیاستسوار شد یا دایره است و باید در مدار آن چرخید و سیاستمدار شد  ؟

حتما یکی از اهل سوار می گوید نه تو خری . بله آدم ها اگر خر شوند می توان سیاست سوار شد چون سلول سیاست و اجتماع و فرهنگ مردم هستند . آن ها آدم را خر حساب می کنند . لعنت الله شاه هم خر حساب می کرد وسرش تا بناران در برف بود . دید اینان آدم شده اند و از پایش گرفته آویزان بیرون انداختند . پس فکر می کنم جوابتان این باشد که مردم سوار شدنی نیستند . اگر خر هم باشند حساب و کتابشان معلوم نیست - موقتا شاید آدم شدند .


موضوع : از شهر
| +| نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386 ساعت 1:18 توسط سعيد |


سرما بیداد می کند

به خصوص روز دو شنبه سرماي سختي بر اردبيلي مستولي شد .


خوانش...

موضوع : از شهر
| +| نوشته شده در پنجشنبه بیستم دی 1386 ساعت 21:47 توسط سعيد |


دارقا

آقای احمدی نژاد به شهرش آمد و تصویب کرد آن چه ها را که در تهران نمی شد .


خوانش...

موضوع : از شهر
| +| نوشته شده در پنجشنبه یکم آذر 1386 ساعت 17:18 توسط سعيد |


جشن بنزين

 ماشين تا زمان مستي پست در پاركينگ خانه ( ي صاحبخانه ي عزيز من ) خواهد ماند .


خوانش...

موضوع : از شهر
| +| نوشته شده در سه شنبه پنجم تیر 1386 ساعت 22:29 توسط سعيد |


نخودسياهي براي هنر اردبيل

مجتمع الهي اردبيلي در سال جاري به كدام مرحله خواهد رسيد ؟ ... ( عطف به شكل دعوتنامة بالا )


خوانش...

موضوع : از شهر
| +| نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386 ساعت 18:7 توسط سعيد |


خیره سر

دوستی به نام علی  كتابي به نام  عاشقانه برای خدا نوشته بود ( که هنوز چاپش را ندیده ام .)

" در نبود باران اطلسی های حیاط هم بهانه می گیرند

سیمان هم بوی خاطره می دهد؛

پاشویه حوض بوی دمپایی ابری می دهد

وقتی تو نیستی من نمام شهر را نفرین می کنم

ای مهربان آتش زیر خاکستر است سکوت من

من پنهان کوه ها ، دره ها  پسرک پیرهن آبی کنجکتاو قصه خواهم شد "

 

با تو ام  

ای گم شده فال

با تو

ای خوشبخت ترین گم شده حال

عاشق ِپیوستــه در ادراک ملال

با تو

که از سیب و صنوبر هست سراغی

به در میکده راهـــی

به خرابـات  پناهـــی

با تو ام

با تو

که از زهرترین مزمزه ها

فتنه تـرین  زمزمـــــــه ها

حرف زدی

از مرگ ،   از آزار

حرف زدی

باز می گویم

که سرم بالشی از زندان هاست

ناگفته

و

دیباچه اشعارم

شعار غم ها

ناخوانده

و  درد سخنان

خیره ناصافی سلول هاست

محو تماشای جلادی زیبایی ها

که به اقبال مسیحای صلیب آویخته

یا غیــب

به اخبار دروغین ؛

فرهاد کشان

به نکورویی  دختر آب

انداخته خود

و به غربتکده علم و عمل 

تزیینی است

...

پشت در نیست کسی ...


خوانش...

موضوع : از شهر
| +| نوشته شده در پنجشنبه سوم اسفند 1385 ساعت 19:48 توسط |


سه گوش
شما هم تا حالا سه گوش خورده اید ؟ ...
خوانش...

موضوع : از شهر
| +| نوشته شده در یکشنبه پنجم آذر 1385 ساعت 11:50 توسط سعيد |


ملاک دانشگاه (آزاد)شدن ساختمان نیست
دانشگاه آزاد اکثر مدرسان خود را به صورت پاره وقت ...


خوانش...

موضوع : از شهر
| +| نوشته شده در یکشنبه پنجم آذر 1385 ساعت 11:40 توسط سعيد |


کارآفریـــــــــــنی
کارآفرینی یعنی چـــــه ؟
در جایی که گندم مشخص جو مشخص و چوپان مشخص باشد به کارگر می گویند برو کارآفرینی کن !
خوانش...

موضوع : از شهر
| +| نوشته شده در چهارشنبه دهم آبان 1385 ساعت 7:22 توسط سعيد |


رئیس همان خان است

در جایی بودم . یکی از در وارد شد . صاحب آن جا به تازه وارد گفت " سلام خــــــــان " و او جواب سلام را به جای آورد ...


خوانش...

موضوع : از شهر
| +| نوشته شده در دوشنبه هشتم آبان 1385 ساعت 11:54 توسط سعيد |


شایه بهتر است یا ثروت !

من می گویم شایعه بهتر از ثروت و یا چیزی مثل حقیقت نیست . تا جایی که من فهمیده ام شایعه توانسته است همه رذالت های تاریخی را برای مدت نامعینی رنگ حقیقت دهد .


خوانش...

موضوع : از شهر
| +| نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم مهر 1385 ساعت 17:9 توسط سعيد |


تاکسی

راننده تاکسی چرا به مردم فحـــش می دهد به اسکناس پاره بدهد ...


خوانش...

موضوع : از شهر
| +| نوشته شده در چهارشنبه پنجم مهر 1385 ساعت 8:9 توسط سعيد |


محبوب

اینجا محبوب اونجا محبوب ، من محبوب تو محبوب او ... 


خوانش...

موضوع : از شهر
| +| نوشته شده در شنبه بیست و هشتم مرداد 1385 ساعت 8:20 توسط سعيد |


علی آباد را بکنید از نو .........

هی بکنید ... هی بکنید

خدا اجرتان بدهد 

 آسفالت های یاماق یاماق  هم هر روز نشست می کند و کمک فنر ماشین ها را خراب می نماید  .

این روز ها هرکس از میدان بعثت همان علی آباد قبلی بگذرد یا از خیابان دانش باید در ترافیک کنده کاری درگیر بماند   . همچنین یک طرفه کردن خیابان امام خمینی خط شریغتی ــ ایستگاه سرعین را  مصیبت کرده بعلاوه  سعدی و عالی قاپوی قدیم  مثل  کشتارگاه ( مال میدانی سابق )  گشته است  .

شهر من در ترافیک گم شده است 

شهر من شهریست که در آن آدمک ها لولواند

و عینک ها کم سو

اصلا چشمی نیست

رقت یتیم های تاریخ را در قیافه ی کوچه ها بنگرد  .

شهر من

             می میرد ...

 


موضوع : از شهر
| +| نوشته شده در یکشنبه یکم مرداد 1385 ساعت 23:57 توسط سعيد |


اردبیل
 

 

اردبیل ...


موضوع : از شهر
| +| نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم تیر 1385 ساعت 9:57 توسط سعيد |


بازار
تا حالا از میدان بازار با ماشین یا پیاده رد شدید ؟

می بینید چراغ چشمک زن آنجا را مال میدانی کرده ؟؟؟

 

 

مال میدانی !!!


موضوع : از شهر
| +| نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم تیر 1385 ساعت 9:52 توسط سعيد |


آلا قاپی

سلام به همه ی عزیزان که میدان عالی قاپو را 10 سال است خراب می بیننــــــد و دم نمی زنند  .

من هم مثل شماها لال هستم . آع ..  آع

...!!!


موضوع : از شهر
| +| نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم تیر 1385 ساعت 18:1 توسط سعيد |


همان حرف های قدیمی
 

به نام خدا

هنوز در اردبیل باران نمی بارد

هوا گرم نیست

سرد هم نیست

بازار کساد  است

علت آن هم معلوم نیست

و هیج کس به فکر چاله های شهر نیست

     ...........


موضوع : از شهر
| +| نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم تیر 1385 ساعت 15:26 توسط سعيد |


مقدم گدایان عرصه ی گردشگری مبارک ...هرچه کنندا بادا ..
 

 

در آستانه ي آغاز فصل ويژه ي گردشگري ( گردشگر پارسال كه وبا بود ) اسپانسر هاي گدايان قابل  توجهي به استان صادر نمودده اند البته مناطق اطراف كه هميشه هم  اردبيل را مورد عنايت قرار داده اند و از صدور نيروهاي ماهر پرهيز نمي كنند .
شايد هم مردم منطقه در پپرورش گدا رتبه ي خوبي آورده اند  .
آيا واقعا به فقرزدایی و فرهنگ كسب و در آمد آنقدر كمك مي كنيم تا در برنامه هاي ويژه و به زندانيان چك هم صادقانه كمك كنيم  .؟؟
تعداد كارگران شركتي كه براي كار كردن پورسانت مي دهند كم نيست در قبل فقط نيروي خدماتي را شامل مي شد . اما حالا ديگر ليسانس و ... را هم شامل مي شود  .
من كار كنم تو بخور  ! به بهانه ي چند نامه و چند واريز بانكي .   اسلام با برده داري مخالف است يعني چه ؟
من به جوان در حال رشد فكري چه طور حالي كنم برده داري چيست و اسلام چيست ؟ بايد مظاهر جامعه ي جاهليت از اكنون ما زدوده شود   . والا در مقابل تهاجم فكري ــ فرهنگي غرب و معاندان كم خواهيم آورد  .
اسلام و انقلاب در خطر است   .   هدف امام و شهيدان زير سوال نخواهد رفت  ؟؟؟

ببينم جربزه تان را ...


موضوع : از شهر
| +| نوشته شده در شنبه دهم تیر 1385 ساعت 1:32 توسط سعيد |