"فوتبال ورزشی است جهانی و صد البته پیچیده که اگر با معیارهای استاندارد و فرمول های حرفه ای منطبق باشد به یک فرصت برای هر کشوری تبدیل می شود و کارکردهای متفاوتی پیدا می کند.فوتبال برزیل و آرژانتین بزرگترین سرمایه اقتصادی و انسانی این دو کشور آمریکای لاتین بحساب می آیند یکی از کارکردهای امروز این رشته ورزشی نقش وحدت بخش آن می باشد و کشورهای مختلف متناسب با شرایط خود سعی در بهره جستن از این کارکرد را دارند.در کشور خود ما میزان شادی و احساس غرور ایرانیان (داخل و خارج) پس از پیروزی تیم ملی در برابر استرالیا و آمریکا و راهیابی آن به جام جهانی 1997 فرانسه و 2006 آلمان غیر قابل توصیف بود بنابراین فوتبال برای هر کشوری یک فرصت است ورزش عامه پسند فوتبال که می توانست یک فرصت برای کشور ما باشد امروز به تهدید هم برای غرور ملی و هم اخلاق نسل جوان تبدیل شده است.
اتفاق های این روزهای ورزشی فوتبال ما آن قدر تاسف بار بوده است که می توان از آن به عامل «تحقیر ملی» یاد کرد.فوتبال امروز ایران به ویرانه ای تبدیل شده است که بجای عامل شادی دلیل اشک مردم می باشد. و از آنجا که ورزش در هر جامعه ای متاثر از ساختار اجتماعی حاکم بر همان جامعه و بیانگر ارزش ها و هنجارهای حاکم بر آن جامعه بوده و شکل می یابد شرایط امروز فوتبال ایران برای هر ایرانی غیر قابل تحمل است و باید برای مسئولان کشور یک هشدار باشد.
ترکیب پول و سیاست و شهرت، فوتبال را به یک پدیده پیچیده تبدیل کرده است. و هر روز کارکردهای مثبت آن را تحلیل می برد و بر جذابیت آن می کاهد از زمانیکه کفه ارزش های فوتبالی به نفع پول سنگینی کرده و مبلغ قراردادها جای تعصب و جوانمردی را گرفته دیگر حتی اصول تاریخی این ورزش هم مورد غفلت قرار گرفته است و دیگر کسی تعجب نمی کند که چقدر راحت سرخی، آبی می شود و آبی، سرخی. غم ریال، دلار، یورو و جای تعصب میهن، رنگ، و تیم را گرفته است.دیوار افتخارات فوتبال ایران با تخریب دیوارهای اخلاق و فرهنگ فرو ریخت و بر همین اساس هم غزال تیزپای تیم ملی، خبرنگار کتک می زند.
مایلی کهن اخلاق گرا بیانیه فحش صادر می کند. علی دایی قهرمان اسطوره ای اخراج می شود، مهدوی کیا از شکست در مقابل عربستان هیچ احساسی ندارد و.... در همه جای دنیا سیاست و ورزش در هم تنیده اند اما در همان دنیا هم رعایت قواعد هرکدام بر اهالی هردو اردوگاه واجب است سایه سیاست بر فوتبال امروز کشورمان میدان فوتبال را هم غیر پاسخگو کرده است.نتیجه عدم رعایت مرزها این شد که عیار فوتبال باشگاهیمان در لیگ قهرمانان آسیا مشخص شود و با باخت 5 بر یک پرسپولیس در مقابل تیم باشگاهی کشور کوچک قطر آب از آب تکان نخورد. شکست استقلال از تیم رده ششم قطر هیچ علامت سئوالی ایجاد نمی کند.
شکست پیاپی صبا باطری و سپاهان از تیم های باشگاهی بی نام هم کسی را غصه دار نمی کند.خلاصه فوتبال ما گرفتار بیماری لاعلاج «برهنگی فرهنگی» شده است و به مثل دیگر صحنه ها، هرگاه که این زخم باز می شود و بوی تعفن آن همگان را آزار می دهد مسئولان امر به جای اقدامات بنیادی با یکسری تاکتیک ها از طریق اخراج، استعفا، و... سعی می کنند صورت مسئله را پاک کنند.
فوتبال امروز ایران نه فقط موجب افتخار ملی نیست که عامل تحقیر ملی بحساب می اید از نظر فیفا فوتبال ایران 15 رتبه تنزل یافته است.و جالب است از زمانیکه قطار افتخارات ایران از ریل خارج شده است و هر روز یکی از واگن های آن واژگون می شود.و آه و افسوس مردم را در می آورند آرزوی یک اقدام جوانمرد از طرف یک مسئول بر دل همگان مانده است و به جای اخراج این مربی و استعفای آن مربی یک بار هم به احترام مردم یکی از مسئولان بلند مرتبه! ورزش مملکت از سمت خود اخراج یا استعفا نماید. البته واضح است که این آرزو در کشور ما همچنان دست نایافتنی خواهد بود به هر حال خانه فوتبال ایران از بنیان ویران است و کارش با آوردن قطبی و بردن مایلی کهن و دایی و... قابل حل نمی باشد جاده فوتبال ایران گرفتار دست اندازیهای اخلاقی، فرهنگی، مدیریتی است باید طرحی نو درانداخت و خانه ای دیگر بنیان گذاشت!"
نویسنده: محمدعلی وکیلی

