تبليغاتX

                                                                                             يك دشت سادگي  :| آوازانارستانها | اخبار اردبيل  | نامه به من

: اردبیل
آفتابت ماه کردند ای بسا



رد پاي ناكوك صدا و سيما بر موسيقي

      ملودي آنچه است كه در قالب آوا و تكرار ريتم جان مي گيرد . غالب آهنگ سازها از پرورش آواها و نواهاي بومي خود در وزن ها و ريتم هاي معمول و غير معمول به موسيقي جان بخشيده اند . باله ها ، سوئيت ها و سمفوني ها در كنار قطعات سازمحور مانند سونات ، فانتزي و كنسرتينو و به قول ما ايراني ها ، چندضربي ها ، بداهه نوازي ها و ترانه ها توسط افراد خوش ذوق و قريحه پردازِ جرگة آهنگ به زيور صدا آراسته شده و ماندگارهايي در طول تاريخ كوتاه موسيقي به همنوعان خود ارمغان گذاشته اند .   لكن آنچه در پرورش و گسترش موسيقي در هر منطقه اي مهم بوده استفاده از استعدادها براي ارائة زيباترين آثار به مردم بوده است . طبيعتا در كنار پرورش نبوغ و استعداد يك چرخة اقتصادي هم در ارائة موسيقي بوده است . لكن چندي است در كنار موسيقي محتوايي اين منطقه نوعي موسيقي كاذب ، تفريحي و ژورنالي ولگردي مي كند . اين نوع موسيقي كه نوعاً سازكار دست افراد كم اطلاع و كم قريحه است از چپاندن ملودي هاي دسترس به اشعار تبليغاتي حاصل مي شود . رايج شدن آهنگ هاي تبليغاتي در ايران بيشتر مورد استفاده است چون برخي زينت هاي تصويري كه خاص منش هاي تبليغاتي در دنيا است در تبليغات ايراني از لحاظ شرعي و قانوني محدوديتهايي دارد . استفاده از ملودي هاي سبك ، ارزان ، ساده و خوش شعر از ويژگي هاي اين قبيل آهنگ ها است . اما طيف ويژه اي از ملودي هاي تبليغاتي در منطقة ما خاسته است كه ناشي از بي تدبيري مجري و بدون متولي بودن موسيقي مرز و بوم است . شنيده شده است و ديده شده است فعاليت هاي افرادي كه سنگ خاراي آذربايجان به سينه مي زنند تا مگر قصه اي از خود به يادگار گذارند و نكته اي به نام پيشينيان خرق كنند اما به ابتذال كشاندن موسيقي آذري توسط شركت هاي تبليغاتي آن هم از نوع ژورنال  لايعقلي تازه نيست از سري تدابير خامي كه مديران هنري و هنرمندان منطقه همواره نشسته و نظاره كرده اند . انگار اين آواها و نواها ، ملودي ها و اشعار را كسي صاحب نيست . موسيقي پدر و مادر ندارد . اما اين تحت تكفل كسي دارد كه از اموال هنوز به بلوغ نرسيدة آن استفاده اي مي برد .  در كنار استفاده تبليغاتي از ملودي هاي زيباي آذري استفادة تخديري و طنز از آن فجيع تر و دل شكن تر است كه مدت هاي مديد چون ستارة سياهي بر رادار صدا و سيماي اردبيل مي درخشد . چنانچه مدتي رسم بر اين مي شود كه توليدات صدا و سيما طنزمايه اي بر روي اشعار فولكولوريك ادغام مي كنند و موسيقي آذري را به سخره مي كشند . چندان كه كارشان به اجراهاي زندة مدل « سياه » هم كشيده است . متأسفانه متولي نداشتن موسيقي علي الخصوص در اين منطقه ضربة سنگيني به پيكرة فرهنگ بومي وارد آورده است . در كنار خط سير فرهنگ و تغييرات فرهنگي جامعه اكنون منحني موسيقي از مختصات ايراني خارج مي شود . به جاي كساني كه در پهنة دشت هاي مشرف به سبلان با آوازهاي خود كوه ها را به سخرة اشعار متن تن خود در مي آوردند ، فرزنداني مانده است كه گوش به موسيقي زنان و مردان هم جنس باز و غيرة آمريكايي گوش مي دهند چرا كه صدا و سيما با وجود فريادهاي بلند تهاجم فرهنگي و ناتوي فرهنگي اساتيدِ نشسته پشتِ ميزتحرير ، نشسته و تركيبات صدايي و موسيقايي پدرانِ چنين پسراني را هزل مي كنند و جوانان اسير دجال هاي غرب مي شوند چرا كه زمين هم مي گويد «آن» آسمان هم مي گويد «آن» ، تيتـــــراژهاي راديو و تلويزيون هم !    مورد ديگر استفادة سودجويانه و به نفع حجم زمان و صدا از هرگونه موسيقي اي است . به كار گرفتن مقطع از آهنگ هاي داراي زمان مشخص ، پخش نصفة تصانيف ، عدم ذكر مشخصات اثر و پخض بريده بريدة نواي سازها هم در صدا و سيماي اردبيل مانند يك اپيدمي از سيستم راديوتلويزيوني كشور الگو برداشته شده است . عمده ترين گروه مشغول در سازمان صدا و سيما گروه هاي خبر ، فيلم و سريال و مجله هاي تصويري و راديويي هستند و غالب افراد اين گروه ها هنرپيشه ها و گوينده ها ( مجري ها ) هستند كه هميشه حقوقشان محفوظ و نامشان در اول و آخر هر برنامه اي پخش مي شود . در حالي كه در يك مجلة صوتي غالب استفاده از موسيقي و آهنگ و نواي خاص است ، ايراني يا خارجي ؛ نهايتاً نام صدابردار و يا انتخاب كنندة موسيقي ذكر مي شود  و در اين ميان اثري از صاحب اثر نيست . صدا و سيما غالباً آرشيوي از موسيقي هايي دارد و هر وقت لازم باشد بدون در نظر گرفتن ملاحظه اي اقدام به پخش آهنگ به سليقه و سبك كارگردان و يا مجريان مي پردازد . حرف و حديثي از قانون كپي رايت در كشور هست كه اقلا بايد اين رسانة ديداري و شنيداري الگويي به مردم بدهد ، نه اين كه چون هيـــچ كس را يارا نيست كه بگويــد : « تو!؟ » احترام موسيقي را رعايت نكند و مانند ميوه اي كه زياده اش زير پا له شود موسيقي دائم در حال نصفه پخش شدن باشد . هر برنامه اي مي تواند مانند گرافيك و تصوير ، موسيقي خود را به سفارش گذاشته و اثري را از تصنيف هاي جوانان مستعد به استيلا برساند و هر برنامه قد و قوارة خود را در كنار ساير مشخصات هنري با موسيقي مختص خود داشته باشد . در اين چنين فضاي حرفه اي موسيقي مي تواند رشد هرچند مسموم خود را آزادمنشانه داشته باشد . اهل موسيقي هم مانند عكاسان ، طراحان و نويسندگان وارد فضاي حرفه اي توليد مي شوند . اين فضا مي تواند در جو تبليغات هم اثر هنرمندانه و فني داشته باشد و ديگر تبليغات چاي و فرش آهنگ ناهنجار خاسته از يك ملوديِ قبلاٍ دلنشينِ محلي نباشد . اما اين رسانة لااُبالي نه تنها هدف الگو شدن ندارد بلكه در استفادة ابزاري كار را به جايي رسانده است كه از موسيقي كادويي كه توسط برخي نيمه هنرمندان محتاج توجه استفاده مي كند و به ريش هرچه موسيقي و موسيقي فهم و شنونده مي خندد . نمي توان اسمي گذاشت بر موسيقي كه سازش كوك نيست ، خواننده با ساز كوك نيست ، هدف اجرا كوك نيست و در كل اثري براي اجرا مشخص نيست ، يك چه چه پرانيِ در بعد از افطار پخش مي كنند كه چي ؟ اهل موسيقي زجر بكشند و اهل ريم دام دارام يا گوپ گوپ هم نيشخند كنند . آخر اين نامهرباني چه كس را خوش مي آيد كه ساز وآواز ناكوك نه اهل فن را خوش مي آيد نه شنوندة كم حوصله را . چون لزوماً آن كه بهانه مي آورد مشكل پسندتر هم تشريف دارد . پس برنامه براي جلب مخاطب موسيقي ايراني پخش نمي شود ، براي شاد كردن و ذوق خريدن اهل فن هم نيست ، فقط علتش اين است كه خواننده اش مفت مي خواند ،نوازنده اش مفت مي زند و وقت تلويزيون پر مي شود . آن وقت پول بيت المال را خرج مي كنند جشنواره براي اهل هنر مي گيرند كه خاله بازي كنند . غافل از اين كه موسيقي هاي مناسب حال ، همه قطعه قطعه شده ، هزل و هجو شده اند و هيچ كس ديگر مخاطب آن نيست تا به همين خيال باشند كه اسمشان استاد خواهند ماند . زهي خيال نصفه ، ناكوك ، طنز و تبليغاتي شان باد !


موضوع : روز
| +| نوشته شده در شنبه بیست و هشتم مهر 1386 ساعت 20:44 توسط سعيد |