خاك هايش ژنده رويا هــــــــا هم مــــــــرده مثل گورستان ها ؛ آه : تضميني است
مست چاكرهايش لَنگ مكنــــــت هستند هركه بهتـــــر مست ، لُنگ تقديري است
گرگــــــــــها پیوسته گوسفندان بستــــه روبه بيشـــــه شهر شير تحميلي است
هر كه را دستي هست در سواد اندوزي بهره نمناكش نان تشويقــــــي است
جاده هايش باريك دشت ها هـم تاريك كوه هــــايش هم ديو تمثيـــــــلي است
رسم هايش زرد اخم هايش بـــيش بدسگالي اين جا روح تصويبــــــي است
شهر این شورستان ده و جنگل قاطی نقشه ی این اطراف شهر تقریبی است .

