تبليغاتX

                                                                                             يك دشت سادگي  :| آوازانارستانها | اخبار اردبيل  | نامه به من

: اردبیل
آفتابت ماه کردند ای بسا



پزشک خوار

تا امروز كه اين همفكر را نشناخته بودم بيشتر در گفتن حرف هايم مردد بودم . به گفتن اين كه پزشكي بيشتر از اين كه يك هنر امدادي است يك حرفة تجاري است و اين از بيخ اين گونه طراحي شده است . امروز فيلمي ديدم كه استاد روازاده هم بر اين عقايد تاكيد مي كرد . خصوصا كه طب اسلامي را مستند تر و مسلط تر و مناسب تر مي دانست . اين فيلم را چند روز پيش از نهاد رهبري دانشگاه محقق اردبيلي به من هديه كردند .

به نظر بنده اصلا حرفه ها و نقش ها تا زمان هايي نه چندان قبل اين گونه نبود كه الان است و اين طراحي انگليسي- رضاخاني است  كه استاد دانشگاه را به اين گونه ، نوحه خوان را اين گونه ، دارو و درمان را اين گونه و حتي واعظ و شاعر را اين گونه كرده است . زماني بود كه خروارها كتاب به نفع بيگانه ها در ايران تاريخ سازي مي كرد و پولي كه مي گرفتند از پول كارمندان ، كارآفرينان ، مبتكران و فقهاي اكنون و حتي قبل بيشتر بود . چون آنان پديده اي را خلق مي كردند كه در آن همه چيز بود جز شرف و آن فروش فرهنگ و قلم بود كه در امتداد آن فروش حرفه و پيشه است . اين كه امروز هر كسي اجرت كارش را حقش مي داند و مي گويد مثلا پزشك حق دارد فلان قدر ويزيت بگيرد و تعرفه مي كند و جالب اين است كه در طرح و تعريف اين تعرفه فقط خود استعمار پزشكان دخالت دارد و هيچ صنفي حامي از خانواده در آن نيست كه حقوق شهروندي را با آن در قياس قرار دهد . استنتاج اين مسئله هم اين است كه مي گويند فلان قدر خرج كرده و درس خوانده است . خوب درس و علم و محضر استاد هم فروشي است و آن ديگر محضر نيست كه مفرش ، مدخل و يا فقط مطلب است كه در درون سينه اش نيست و فقط اوراقي است كه آن را براي فروختن در ذهنش مي كند نه خدمت . اگر هم اين گونه نبوده و استاداني را مي شناسيد من بحران فرهنگي علم را در ايران اعلام مي كنم .

لازم است ادامة انقلاب اسلامي را در محتواي فرهنگي آن داشته باشيم تا اين تهاجم معنوي ( مشتق از معني )كه غرب و ندانسته هاي خودمان عاملش مي شوند را ريشه كن كنيم .

يكي از راه هاي تهاجم معنوي يا فرهنگي درگيركردن دين با فرهنگ عامه است . مواقعي كه خرده فرهنگ ها با دين درگير مي شوند و مواقعي كه دين با خرده فرهنگ ها درگير مي شود . انعطافي كه اسلام به عنوان دين در رفتارها و تمام مسائل زندگي بشري دارد هيچ مكتب آرماني ، غيرآرماني ، علم خاص ، هنر و حتي كتابي در خود ندارد . اما اين شگرد دشمنان است كه منشي نرم و خوش رايحه را با خرده فرهنگ ها درگير مي كند و بالعكس .

حالا درگيري پزشكان ، مقتصدين ( مثلا بانك ها ، دارايي و ... ) ، مهندس ها ( بساز بفروش ها ، مهندسين عمران شهري و حمل و نقل و ... ) با خود آموخته هاي دين گردن هيچ كس نيست  جز ناداني كه معاويه ها را سودمند مادي مي كند و محرومين را پيروان دجال هاي بزك زده مانند وام و آپارتمان و رستوران هاي بين شهري .


موضوع : داستان های تاریخی
| +| نوشته شده در جمعه نهم آذر 1386 ساعت 23:52 توسط سعيد |