به خصوص روز دو شنبه سرماي سختي بر اردبيلي مستولي شد . ولي با اين كه همه جا تعطيلي اعلام شد ، در اردبيل به خاطر وظيفه شناسي بيش از حد مقامات و عادي شدن سرماي در اردبيل هيچ گونه تعطيلي براي كساني كه شايد بچه هايشان در اين سرما به بيماري افتاده بودند اعلام نشد . من كه از سر كوچه تا هبخانه برسم مخاط درون بيني ام دچار انجماد شد . البته در سال هاي فبل شاهد دماهاي پايي تر از اين هم بوده ايم . لكن خوب كساني هستند كه در اين همه سال تازه به اردبيل كوچ كرده اند . البته من مدافع اين ها نيستم فقط به خاطر اين كه سرما نسبت به لااقل ۱۰ سال قبل بي سابقه بود كمي انعطاف در بين مسئولان براي امور اداري كه قابل تعطيلي بود هم گاز كم تر مصرف مي شد هم دز بيماري كم تر مي شد .
با اين حال از اين كه تعطيل نشدن باعث شد من سرماي گذشته را در تنم حس كنم خودم شخصا خوشحالم . واقعا دلم براي سرماي اردبيل تنگ شده بود .
البته از اين كه اجبارا در خانه اي پيلوتي با ديواري يكسره و غير قابل حفاظت گرمايي ات زندگي مي كنم و مجبورم هنگام نشستن هم متوسل لحاف شوم خوشحال نيستم .
به هر حال ما جوان ها كه نمي توانيم مقاوت لژيونر هاي راند زمين و مسكن را از بين ببريم بايد چندين سالي پيلوت نشين و پاركينگ نشين باشيم و در آخر هم با اين شرايط بايد چندين سال گرسنگي بكشيم تا صاحب ۴۰ متر آپارتمان (قاپار تومان )نمور شويم .
نمي دانم دولت كنوني كه ارزش و اعتباري بيش بر عمران دارد چرا حركتي در رد راند زمين نمي كند . حس مي كنم به لحاظي از طرف اين قبيل افراد حمايت مي شود و شايد رنگي مشابه هم دارد .
در اين برنامه ها هم سرما بيداد مي كند .
