علم و درايت هميشه در مواجهه با سنت و قدرت سازمان كوچكي داشته است . چند عضو اندك آن نيز براي حفظ جان (وحفظ علم) هميشه جانب احتياط را گرفته اند تا چراغِ كم سوي بالاي رحل خاموش نشود . به هر حال چراغ هاي قرآن با تحمل انواع تهمت هاي كفر و پيگردها با اختفا و گوشه گيري و بخل دانش در پس توي زندان ها و يا مساجد روشن ماندند . كم كم با انتشار انديشه اين چراغ روشنتر شد تا فرصت نظريه پردازي علمي و عملي از شريعت به دست رهروان راه حق افتاد . نظريه هاي عملي توانست حتي تنباكوي منزل استبداد را هم بيرون بريزد . اين انديشه با مجالس وعظ و خطابه به مردم عادي معرفي شد . به اين ترتيب سيطرة مدرنيته اجتماعي و سياسي آوان قرن چهاردهم هجري شمسي نتوانست خورشيد هدايت الهي را كه از قرآن تابيده بود بپوشاند . در ساية نور قرآن نظريه پردازي بزرگ از قلب امت اسلام و از مدرسة فقه به پا خاست . روح خدا در برابر همة ايسم هاي خطِ مشي هاي غربي خشتِ نظريه خود را از فقاهتِ شيعه نهاد . تفكر مديريت اجتماعي و سياسي و تدبير ملي و سازماني كشور را از نظريه هاي شيعه پرداخت . روايت شده زماني ارتش انگليس مقابل ناصرالدين شاه رژه رفت ، او در پاسخ به ملكه گفت ما ارتش جيره خوار نداريم ، هر زمان كشور را گزندي تهديد كند با فتواي مجتهد اعلم زن و مرد و پير و برنا از وطن دفاع مي كنند . از اين تفكر عملي تشيع امام خميني بسيج را تعريف كرد . در واقع شاكلة بسيج يك جنبش نرم افزاري ازتشيع است .شاخصه اي كه قرارداد تنباكو و رفتار نظامي غاصب را به يك ميزان قابل جهاد بداند . انجمن مقدس بسيج تشكلي مردمي و چندبعدي بوده و اعضاي آن بر طبق توانايي شان و باهم براي دفاع از حيثيت همنوعانشان در مساجد كه همان پايگاه علمي و عملي تشيع است جمع شده و گاه فطريه جمع مي كنند ، گاه راه و خانه مي سازند و اگر لازم شد براي صيانت اين اندوخته ها برابر تهديدهاي خارجي صف مي كشند . امروز اين همه NGO كه تعريف سازماني يافته است ، نمي تواند جاي بسيج را در مردم نهاد بودن و درون مدار و ارزش مدار بودن اعضاي آن بگيرد .فاعل جمله بسيج هيچ غائبي ندارد . هر شيعه يك بسيجي است . همه در صحنه حاضرند و به تبعيت از فرمان ولايت انجام وظيفه مي كند .

